نوروز
بهين يادگار پيشينيان و ميراث گرانقدر نياکانمان مان فرا رسيده است
چه نيکوست در اين گاه آغازين با زدودن زنگار خشم و کين از قلب خويش , سالي سراسر عشق , شادي و وطن دوستي را آغاز کنيم
ياران کهن دژ در آغاز نوگرايي حيات و طلوع خورشيد در نخستين پگاه 88 با نگاه به آنچه که در اين سال کوشيده اند به سوي روزي نوگام بر مي دارند و از راهي دور و با قلبي نزديک دستان تمامي باشندگان ايران زمين را به گرمي مي فشارند و در پاي سفره هفت سين خويش , هم دل و هم پيمان شعار همشيگي کهن دژ را اين چنين سر مي دهند که
ايران سرفراز , نامت بلند باد
نوروز بر تمامي باشندگان ايران فرهنگي بزرگ شاد باد
هيات راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ
همدان نوروز 1388 خورشيدي
پيامهاي نوروزي برخي از اعضا
انجمن ايران شناسي کهن دژ
به مناسبت فرارسيدن نوروز و آغاز سال نو
با تقديم والاترين شادباش ها و آرزوي بهترين نيکويي ها آنچنان که دل خواستار آن است و با نگاهي به سمبل ها ي زيباي سفره نوروزي که همگي در تکاپوي آراستنش هستيم اميدوارم سال 1388 خورشيدي ايامي مملو از شادي و مسرت , عشق و محبت , روزي و ثروت , کاميابي و سعادت , يک دلي و وحدت , شادابي و طراوت , يک رنگي و رفاقت , وطن دوستي و شجاعت , ماندگاري و مودت , گذشت و انسانيت و فراواني وکثرت براي تمامي فرزندان ايران با هر ديدگاه , نژاد و آييني به ويژه همراهان گرامي ام در انجمن ايران شناسي کهن دژ باشد
نوروزتان شاد ايرنمان آباد
« بابک مغازه اي »
هنگام نوروز به راستي يگانه لحظه اي است که قلب تمامي هموطنان ما با نام و ياد ايران مي تپد ايراني که دامانش از هر مادري گرمتر و دستانش از هر پدري سخاوت مندتر است
نوروز بر تمامي فرزندان مام وطن چه آناني که در کنارعزيزترين نزديکان خود اولين شيريني سال را از دستان بزرگ جمع مي چشند و چه عزيزاني که دور از خاک وطن لحظه تحويل سال را با گلويي بغض آلود از دوري بستگان خود به سرور مي نشينند, شاد و خجسته باد
« پگاه مقدم »
« با شاخه هاي نرگس ,
شمع چراغ و آينه ,
000
نوروز را به خانه خاموش مي برم
000 » (1)
باشد که دروغ و کينه ريا با سال کهنه , کهنه شود و با نو شدن سال , همراه بهار سبز طبيعت, شادي صلح , گذشت و آزادي در بهار دل هم سرزمينانم جوانه زند
(1) فريدون مشيري
دگر گشت سال 1388 خورشيدي را به همه باشندگان حوزه فرهنگي نوروز شادباش مي گوييم
« حسين زندي»« حيدر زندي » « نسرين زندي »
آمدن بهار جان تازه اي به طبيعت مي دهد پس با نگاهي تازه شاد زندگي کنيد تا زندگيتان بهاري شود
نوروزتان پيروز
« مرتضي حسين زاده »« علي زهره وند »
نوروز فصل شکفتنهاو رستنها است. باشد که در آغاز سال نو, مهر و دوستي دير پا در دل ما برويد و زمستان برون و درون را به بهاري هميشگي پيوند دهد.
«مهدي ترکمان»
بهار آمد بيا تا داد عمر رفته بستانيم به پاي سرو آزادي سر و دستي برافشانيم
به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاييم که ماخود درد اين خون خوردن خاموش مي دانيم
« سايه »
هم ميهنان نورزتان خجسته باد
« معصومه چراغي »
روز نو شد تا نوروزي ديگر فرا رسد.
در اين نوروز به ياد بزرگ مرد تاريخ ايران زمين اميدوارم خداوند ايران را از دشمن و قحطي و دروغ، محفوظ دارد.
نوروزتان پيروز و شادمانيتان پاينده باد.
« پيمان زيرکي »
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيکو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
نوروز باستاني بر تمامي باشندگان ايران فرهنگي بزرگ شادباد.
« زهرا شهبازي »
نوروز شکوهمند و اهورايي را به تمامي ملتها , کشورها و اقوامي که اين عيد باستاني را جشن مي گيرند بخصوص مردمان فلات ايران زمين تبريک و شادباش مي گويم و آرزوي سالي پر از مهر در سايه نور ايزدي را دارم
« بهروز حصاريان »
بهار طبيعت را بهانه مي دانيم براي بهاري کردن دلهامان
نوروز اين پر پيشينه ترين يادگار نياکانمان بر تمامي آنان که به پاسداشت اين آيين مي کوشند در سراسر گيتي به ويژه در گستره ايران فرهنگي شاد و خجسته باد
« ناهيد زندي »
سادگي همين لحظات بود که ما را بزرگ کرد ، دل دل کردن ها ،براي پوشيدن کفش نو زير چشمي نگاه کردن به دستهاي که تا جيب شلوار بزرگتر ها مي رفت وبر مي گشت .اما فقط همين ها نبود حس عجيب تازگي هنوز هم مرا بي تاب مي کند . باشد که مردمان سرزمينم همواره لحظه هايشان سرشار از روندگي و پويايي باشد.
نوروزتان پيروز
« راحله خاکباز »
برگزاري اجلاس دو روزه دبيران تشکلهاي شمال غرب کشور
در روزهاي 13 و 14 اسفند ماه اجلاس توان مند سازي تشکلهاي شمال غرب کشور با حضور حدود 200 تن از دبيران و يا نماينگان تشکلهاي 7 استان همدان , گيلان , کردستان , اردبيل , زنجان ,آذربايجان غربي و آذربايجان شرقي و به ميزباني سازمان ملي جوانان استان آذربايجان شرقي برگزار گرديد
به همين مناسبت هموند بابک مغازه اي به عنوان دبير و نماينده انجمن کهن دژ در اين برنامه شرکت نمود و مذاکرات متعددي را با دبيران تشکلهاي استان هاي مختلف به انجام رسانده و گزارشي از تجربيات و وضعيت موجود تشکلها در اين استان ها را به اطلاع هيات راهبري رساندند که مشروح اين گزارش و مطالب ارائه شده در اين کارگاه ها در گزارشات بعدي به اطلاع هموندان و مخاطبين خواهد رسيد
روابط عمومي انجمن ايران شناسي کهن دژ
16 اسفند ماه خورشيدي1387
فرارسيدن جشن اسفندگان بر تمامي ايرانيان پاک نهاد
در سرتاسر ايران فرهنگي بزرگ
شاد باد
هيات راهبري
انجمن ايران شناسي کهن دژ
چهارمين جلسه از چهارمين سلسله نشستهاي آموزشي پزوهشي انجمن
در روز سي ام بهمن ماه 1387با حضورجمعي از اعضا جلسه پزوهشی انجمن همچون نشستهای پیشین برگزار گرديد و ضمن گراميداشت اسفند گان , پژوهش يکي از هموندان هيات راهبري در اين زمينه خوانده شد و پس از آن کارگاه هاي آموزشي در زمينه روش تحقيق , روش درست فکر کردن , روش تحليل و پژوهش در زمينه وضعيت زن در تمدن هاي باستاني به حاضرين ارائه گرديد
« دفتر مردم داري ( روابط عمومي ) انجمن ايران شناسي کهن دژ »
« جشن اسپندگان و نکوداشت زن و زمين در تمدن ايران »
حسين زندي
« هموند هيات راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ »
از آن جا که انسان موجودي اجتماعي و شادي نياز و لازمه ي زندگي اجتماعي است , جشن و سرور به صورت نياز همواره با انسان همراه است پيشينه ي برگزاري جشن ها گواه اين است که از ديرباز شادماني چه جايگاهي در ايران داشته و دارد , دکتر محمدعلي دادخواه به نقل از دکترمحمدي ملايري مي نويسد : « غم , مطاعي شيطاني و شادي مايده ي رحماني است و درگستره ي عظيم تمدن بشري غم و اندوه هميشه مايه ي تحجر و توقف و شادي و نشاط عامل پويايي و تحرک بشر بوده است و از انوشيروان است که هيچ شادماني نيست که از اميد جدا باشد »
حافظ مي گويد :
دمي با غم به سر بردن جهان يک سرنمي ارزد به مي , بفروش دلق ما کزين بهتر نمي ارزد ايرانيان باستان شادي را موهبتي اهورايي و غم را اهريمني مي دانستند پژوهشگران , ايرانيان را مردمي شاد و بانشاط مي دانند و مي نويسند مردم در ايران باستان بيش از هفتاد روز ازسال را جشن مي گرفته اند
برگزاري جشن ها به مناسبت هاي گوناگوني بوده است در روستا ها مناسبات , دهقاني وجنبه ي معيشتي داشته و درمراسم هايي چون کاشت ، داشت ، برداشت ، بارش باران ( اين جشن امروزبه صورت مراسم باران خواهي و نماز باران برگزار ميشود ) و جشن خرماتکاني برگزار مي شد
اما جشن گرفتن در شهرها بيشترجنبه ي اجتماعي داشته و در مواردي جشن تنها در دربار مرسوم بوده است و جشن حکومتي به شمار مي آيده و يا بر عکس ، مردم در مقابل حکومت جشن برگزار مي کردند
از گونه هاي ديگرجشن هاي متداول در ايران مي توان به جشن هاي ملي ، قومي ، محلي ، آييني و مذهبي و....اشاره کرد يکي از اين مناسبت ها اسپندارمذگان يا اسفندگان است که روز نکوداشت زن درايران باستان به شمارمي آيد که در گاهمشاري قديم پنج اسفند بوده است درمورد اين روز جز در متون زرتشتي منبعي دردست نيست تا ازچگونگي برگزاري آن آگاه شد به همين بهانه موبدان زرتشتي آن را جشني زرتشتي مي پندارند در حالي که واقعيت هاي تاريخي پيشينيان را تنها با بررسي متون مقدس يک دين و با ناديده گرفتن جنبه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، تاريخي و... آن نمي توان بررسي کرد.
در سروده هاي زرتشتي زنان آسماني , الهه ها و ايزدبانوها ستايش مي شوند و از زنان زميني زماني ياد مي شود که نام دختر زرتشت به ميان آيد و يا وظيفه شرعي به زنان محول شود زنان فرمانبردار و عابد و زناني که فرزند بسيار دارند مدام گرامي داشته مي شوند البته با ناديده گرفته شدن زنان نازا ، زنان زشت رو و ضعيف ،و....
در خرده اوستا چنين آمده :« زنان دارنده ي فرزندان بسيار ، خاندان نيکو ، نيرومند ، خوش اندام و بلندبالا را مي ستاييم » زماني که زرتشت دخترش پور چيستا را به عقد جاماسب در مي آورد ديگر دوشيزگان را نيز پند مي دهد به همين دليل نمي توان يقين داشت زنان فرودست جامعه در اين جشن حضور داشته اند
اسفندگان نيز مانند ديگر مناسبت ها و جشن ها در طول زمان دچار تغييرات شده است اما با توجه به نقش اجتماعي زنان در ايران باستان مي توان به جايگاه اين روز درميان مردم پي برد
از اين جشن با نام هاي ديگري مانند :جشن آفرينش ، جشن زمين، جشن درخت کاري ، مردگيران و.... ياد مي شود در يسنا آمده است : « ايدون اين زمين ، زميني که ما را در بر گرفته است و اين زنان را نيز مي ستاييم و آن زناني را که از تو بشمارند اي اهورا مزدا ، و از راستي برگزيده , برخوردارند »
اما جنبه ي اجتماعي و مردمي اين روز که امروز مي توان بدان پافشاري کرد علاوه بر بزرگداشت زنان ، نکوداشت زمين است که به دليل آلودگي محيط زيست دچاربحرا ن مي باشد و درخت که از دير باز در بين ايرانيان مقدس بوده , هرچند جنگل ها هر روز کوچک تر مي شوند
ابوريحان در آثارالباقيه نام ديگر اسفندگان را مردگيران مي نويسد و مي گويد زنان دراين روز مرد انتخاب مي کردند اين مراسم يعني مرد گرفتن زنان هنوز در مناطقي از ايران برگزار مي شود در روستاهاي قوچان سيزدهم نوروز و در مناطق مرکزي وآذربايجان در عيد قربان جشن گرفته مي شود
اين جشن ها به علت پافشاري نابجا به باورهاي کهن که در برخي موارد کورکورانه نيز هست گنگ و مبهم باقي مانده وخاصيت شادمانگي اش کمرنگ شده است و در بيشترموارد کاربرد امروزين ندارد پس بايد براي زدودن غبار تعصب وکمرنگ شدن حاشيه ي خرافي جشن ها کوشش نمود
بااين همه نقش وجايگاه زن در ايران باستان را نه تنها نمي توان انکار کرد بلکه نمي توان با جامعه ي زن ستيز امروز برابر کرد علاوه بر مستشرقين و مورخين وآثار زرتشتيان که همگي گواه بر برابري زن ومرد و دارا بودن حقوق اوليه زنان ازجمله حق قضاوت ، حق پادشاهي و آزادي هاي ديگر است کتاب شاهنامه ، مهرهاي سنگي ، سنگ نوشته ها ، لوح هاي گلي و اشياي زينتي زنان در دوره هاي تاريخي مختلف نشان از جايگاه ويژه ي زنان دراين سرزمين دارد
همدان يکم اسفند 1387 خورشيدي
نگهبان ايران نيز به تاريخ پيوست
گرد آوري : پگاه مقدم و بابک مغازه اي
« دو تن از هم وندان هيئت راهبري انجمن ايران شناسي کهن دژ »
چهاردهم بهمن ماه روز تلخي براي جامعه باستان شناسي ايران بود و علاقه مندان به شناخت تاريخ ايران زمين پس از در گذشت بزرگاني همچون پرويز ورجاوند ,علي سامي , مسعود آذر نوش و بسياري ديگر از پيشگامان اين عرصه در سالهاي گذشته , در اين روز براي هميشه با زنده ياد دکتر عزت الله نگهبان يکي ديگر از اساتيد برجسته رشته باستان شناسي و پدر باستان شناسي نوين ايران بدرود گفتند
نگاهي کوتاه به زندگي نامه استاد :
زنده ياد عزت الله نگهبان که در سال 1300 شمسي در اهواز به دنيا آمد تحصيلات خود را در دبستان جمشيد جم , دبيرستان فيروز بهرام و مدرسه فني آلماني درتهران به پايان برد و در سال 1328 در رشته باستانشناسي از دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد او در سال 1329 به آمريکا عزيمت نموده و تحصيلات خود را تا مقطع دکترا در دانشگاه شيکاگو ادامه داد و به پيشنهاد استاد خود رونالد مککان به بررسي سير سفال نخودي رنگ در منطقه خوزستان پرداخت و اطلاعات بسياري در اين زمينه جمعآوري کرد که حاصل آن را در نهايت در رساله خود تدوين نمود و پس از بازگشت به ايران به مقام استادي در دانشگاه تهران دست يافت و در سال 1336 موسسه باستانشناسي دانشگاه تهران را بنياد گذاشت و تا 1356 عهدهدار رياست آن بود او همزمان با استادي در دانشگاه تهران معاون اداره کل باستان شناسي نيز بود , مرحوم نگهبان در سال 1347 به عنوان مدير گروه باستانشناسي دانشگاه تهران برگزيده شد و توانست تاثيرات مهمي را از خود برجاي بگذارد به صورتي که پايان مديريت او در اين سمت گروه باستان شناسي و تاريخ هنر علاوه بر او ، داراي کادر آموزشي شامل :خانم سيمين دانشور، نوشين نفيسي، پرويز ورجاوند، عباس زماني، رضا مستوفي فرد، فرخ ملک زاده، صادق ملک شهميرزادي، غلامعلي همايون، يوسف مجيد زاده فسقنديسي، غلامعلي شاملو، مسعود گلزاري، اردشير فرزانگان بود وسرانجام در سال 1351 مدير دانشکده ادبيات دانشگاه تهران شد ماجراي علاقه او به باستان شناسي موضوع جالبي است که خود استاد در اين باره چنين مي فرمودند: "در زمان تحصيل در مدرسه آلماني از آنجا که اين مدرسه در خيابان قوام السلطنه و در مقابل كتابخانه ملي و موزه ايران باستان در محل هنر سراي فعلي قرار داشت ساختمان جديد الاحداث موزه ايران باستان و كتابخانه ملي در تهران آن زمان بسيار جلب توجه مي کرد در ضمن تحصيل در مدرسه آلماني هر گاه كه فرصتي پيش مي آمد براي ديدن موزه ايران باستان مي رفتم در آن زمان كار ساختمان موزه به اتمام رسيده بود و در سالن هاي موزه، كاركنان اغلب به تنظيم قفسه ها مي پرداختند به خصوص ظهرها كه مدرسه براي مدت دو ساعت تعطيل بود بيشتر اوقات به ديدن موزه مي رفتم اين ديدارهاي مكرر از موزه ايران باستان به ويژه در آن هنگام كه توام با تكميل و تنظيم نمايشگاه و قفسه ها بود به تدريج مرا سخت به آثار باستاني و تاريخ گذشته ايران كه در آن هنگام موضوع روز بود علاقه مند کرد پس از آنكه در دبيرستان فيروز بهرام به ادامه تحصيل پرداختم با وجودي كه امكان نداشت مانند گذشته گاه و بيگاه از موزه ديدن كنم ولي چون فاصله دبيرستان تا موزه چندان زياد نبود باز هم، هر چند وقت يك بار براي ديدن موزه مي رفتم. در سال هاي آخر دبيرستان تحت تاثير احساسات ملي و ميهني نسبت به روشن كردن گذشته پر افتخار ايران و تاريخ درخشان آن فعاليت هاي دامنه داري در كشور در جريان بود و دانش هاي وابسته و مربوط به ايران شناسي و فرهنگ و تمدن باستاني ايران بسيار مورد توجه قرار گرفت با سابقه و علاقه اي كه در ضمن ديدارهاي مكرر از موزه ايران باستان نسبت به آثار گذشته داشتم پس از اخذ ديپلم دبيرستان تصميم گرفتم در رشته باستان شناسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران براي ادامه تحصيل نام نويسي كنم"
تربيت بسياري از اساتيد برجسته باستان شناسي ايران :
روانشاد نگهبان در دوران حيات پربار خويش به تربيت دانشجويان بسياري که برخي از آنان همچون پرويز ورجاوند, سيف اله کامبخش فرد، صادق ملک شهميرزادي، يوسف مجيدزاده، مهدي رهبر، ميرعابدين کابلي، محمود موسوي، علي اکبر سرفراز , مسعود آذر نوش , حميد خطيب شهيدي (مدير گروه باستان شناسي دانشگاه تربيت مدرس)، سيد منصور سجادي( استاد دانشگاه رم و سرپرست هيات کاوش در شهر سوخته)، جلال رفيع فر (مدير گروه سابق انسان شناسي دانشگاه تهران)، محمد صالح صالحي، حکمت الله ملا صالحي (استاد دانشگاه تهران) و عباس عليزاده (استاد دانشگاه شيکاگو) در سالهاي بعد در زمره اساتيد اين رشته به فعاليت مشغول شدند همت گمارد هر چند که گاه در راه تربيت اين دانشجويان به علت سبک خاص کاري خود و پشتکاري که در انجام کار داشت با مشکلاتي برخورد مي کرد که يکي از آن موارد که خود او خاطره اي را در اين باب نقل کرده است بسيار آموزده بوده و نشان دهنده اين موضوع است که موفقيت اتفاقي نبوده و افراد موفق از ابتدا زمينه و تلاش لازم را در اين زمينه داشته اند در اين باب استاد درباره سفر تحقيقاتي به شوش چنين نقل مي کند که« بر خلاف همه ساله که يک اتوبوس دربست براي تمام مسافرت کرايه مي شد چون در اين برنامه قرار بود مستقيما به شوش مسافرت شود تصميم گرفته شد با قطار مسافرت را انجام داده و با استفاده از بليت نيم بها براي دانشجويان، در هزينه مسافرت صرفه جويي شود و توان مالي هيات را در مدت اقامت در شوش افزايش دهيم... دانشجويان را به شهر دزفول برديم و از آن جا با وانت به طرف شوش حرکت کرديم. از همان روز برنامه کار تنظيم و قرار شد هر شب نهار روز بعد را براي هيات تهيه کنند تا بتوانيم تمام روز در بيايان و صحرا به کار باستان شناسي مشغول باشيم , دو سه روز اول کليه دانشجويان با علاقه در تپه ها به نقشه برداري، جمع آوري سفال، کلاسه کردن سفال هاي گوناگون و شناخت سفال دوران هاي گذشته مشغول شدند , از روز چهارم بعضي از دانشجويان شروع به زمزمه کردند که علاوه بر کارهاي يکنواخت همه روزه چه خوب بود اگر سري هم به شهرهاي اهواز و خرمشهر و آبادان نيز مي زديم اعتراض ها بالا گرفت، تا اينکه روز بعد دانشجويان در حالتي شبيه به اعتصاب و اعتراض از کاوش دست کشيدند من با آنها صحبت کردم ولي چون موفق نشدم اقناعشان کنم، گفتم: آنهايي که نمي خواهند از اين برنامه پيروي کنند مي توانند خودشان از فردا به هر کاري که علاقمندند اقدام کنند. اکثريت دانشجويان از ادامه کار خودداري کرده و بر روي آثار مخروبه در کنار يکديگر نشستند....خوب بخاطر دارم تنها دانشجويي که بدون شک و ترديد در ادامه کار با من همگامي کرد، همکار عزيز آقاي دکتر «پرويز ورجاوند» بودند که در آن هنگام در رشته باستان شناسي تحصيل مي کردند.»
تاليفات پاسبان تاريخ کهن سرزمينمان :
آن زنده ياد تاليفات و مقالات گوناني را در رابطه با باستان شناسي و تاريخ ايران به رشته تحرير در آورده است که از اين جمله مي توان به تاليف کتاب ارزشمند مروري بر پنجاه سال باستان شناسي ايران , كتابهاي فلزات مارليك ، گزارش كامل کشفيات مارليك، وگزارش كاوشهاى هفت تپه وانتشار بيش از 70 مقاله علمي
اشاره نمود
اشاره به برخي کاوشهاي نگهبان تمدن ايران زمين :
وي از جمله اولين ايرانياني بود که اقدام به حفاري وکاوش علمي و باستان شناسي نوين در ايران نمود و يکي از بزرگترين افتخارات او کشف بيشترين ميزان طلا در اکتشافات باستان شناسي ايران است او در اين راه کاوش مناطق تاريخي همچون آغاز بررسيهاي باستانشناسي رودبار و شناسايي تپه مارليک در گيلان 1340را به انجام رساند و نمايشگاهي از آثاري که شامل تعداد زياد جامهاي زرين و سيمين بانقوش برجسته و زيبا و تزييناتي از صحنههاي خيالي و موجودات افسانهاي، ظروف سفالي، سلاحهاي مفرغي، ظروف بدل چيني، شيشهاي و ديگر شاهکارهاي هنري بود که برگ زريني از تاريخ و تمدن ايران به شمار ميرود را در 1341 در ساختمان موزه ايران باستان ترتيب داد که در نوع خود بي نظير بود
کاوش پيله قلعه گيلان 1341 , زينب بيجار و قشلال گيلان ( با همکاري ج بايستي) , علي کرم باغ گيلان ( با همکاري س کامبخش فرد ) , تپه زاغه , تپه قبرستان و سگزآباد در دشت قزوين ( ودر نهايت ايجادکارگاه دائمي باستان شناسي در دشت قزوين براي تربيت دانشجويان که مطالعات او در اين منطقه موجب اصلاح جدول گاهنگاري فرهنگي ادوار پيش از تاريخ فلات مرکزي ايران شد)، کسب مجوز و بودجه لازم براي تعمير کاروانسراي مخروبه محمدآباد خره و تبديل آن به کانوني براي پژوهشهاي مستمر و درازمدت باستانشناختي دانشگاه تهران که در اين مکان بسياري از دانشجويان به خوبي تربيت شدند , کاوشهاي قيطريه , دعوت اتفاقي از رابرت بريدوود و همكارانش به ايران که نقشي اساسي در گشودن فصلي جديد و علمي در باستانشناسي پيش از تاريخ ايران ايفا كرد که دليل اين دعوت اتفاقي به اين شرح است که در سالهاي 1950، رابرت بريدوود، پيشتاز پژوهشهاي علمي درباره دوران پلايستوسين موخر و هولوسين قديم (8000 _ 12000 ق.م) سرگرم فعاليتهاي باستانشناختي در كردستان عراق بود. با سقوط رژيم پادشاهي در عراق در اواخر سالهاي 1950، ادامه كار پژوهشي بريدوود و تيمش ناممكن شد و درخواست بريدوود براي پژوهش در تركيه نيز به جايي نرسيد. سپس در 1958 در كنگره بينالمللي باستانشناسي پيش از تاريخ در هامبورگ، نگهبان و بريدوود با يكديگر ملاقات كردند در اين ملاقات، دكتر نگهبان از مشكل بريدوود مطلع شد و پيشنهاد كرد كه وي كار خود را در كوهپايههاي زاگرس در ايران ادامه دهد. اين ملاقات اتفاقي و استقبال بريدوود از اين پيشنهاد سرآغاز عصري جديد در باستانشناسي ايران بود كه در نتيجه آن گروهي از بهترين باستانشناسان بينالمللي (مانند فرانك هول، كنت فلانري، پتي جو واتسون، بروس هاو) فعاليتهاي علمي خود را در ايران متمركز كردند , كاربر روى منطقه باستانى هفت تپه که باعث نجات اين آثار از تخريب وغارت شد چرا که طرح كشت نيشكر مي رفت كه آثار موجود دراين منطقه را براى هميشه ازبين ببرد ولي حضور نگهبان مانع از اين فاجعه فرهنگى شد , بررسي شمال خراسان، ابوفندوا در خوزستان , 000 از جمله مهمترين آنهاست
برخي ديگر ار کوشش هاي استاد :
او در اين سالها 20 واحد درسي عملي از جمله دوره هاي کار روي زمين را براي دانشجويان باستانشناسي ايجاد کرد و تحولي جديد در دروس باستانشناسي دانشگاه تهران به وجود آورد تا حدي که در سال تحصيلي 1350_1349 در دانشگاه تهران، گروه آموزشي باستان شناسي و تاريخ هنر و موسسه باستان شناسي دانشگاه تهران دست به اقدام بي سابقه اي زد که در نوع خود منحصر به دانشگاه تهران است . اين اقدام بي نظير، الزامي کردن دروس عملي به مدت يک نيمسال کامل تحصيلي براي کليه دانشجويان اعم از دختر و پسر در برنامه درسي در مقاطع تحصيلي دوره ليسانس و فوق ليسانس بود
روانشاد نگهبان علاوه کوشش هاي گسترده در راه گسترش علمي باستان شناسي در ايران يکي از اولين کساني بود که با قاچاق اشيا عتيقه و باستاني در ايران به مخالفت جدي پرداخت و نقش بسزايي را در قانوني شدن اين موضوع ايفا نمود در اين زمينه او با ارائه مقاله در سال 1347 در پنجمين کنگره بينالمللي باستانشناسي و هنر ايران مادهاي را پيشنهاد کرد که بر اساس آن خريد و فروش اشياي باستاني به صورت غيرمجاز و از طريق قاچاق ممنوع اعلام شود و کنگره را ملزم به صدور قانوني در اين زمينه نمود
وچنان که همگان اعتقاد دارند استاد نگهبان را به واقع مي توان پدر باستان شناسي ايران دانست چراکه او در تمامي زمينه هاي اين علم از کاوش در محوطه هاي باستاني گرفته تا تدريس و اداره گروه باستان شناسي دانشگاه تهران و ايجاد دروس جديد در اين رشته و حتي ارتباطي سازنده با ديگر اساتيد به نام اين رشته از جمله فرد مشهوري همچون بريدوود و در نهايت دفاع از ميراث فرهنگي و جلوگيري از قاچاق گسترده اين آثار به خارج کوشا بود
باشد تا فرزندان اين سرزمين به عنوان شاگرداني کوشا و رهرواني پويا ادامه دهنده راه او باشند
نامش جاودان و راهش پر رهرو باد
17 بهمن ماه 1387 خورشيدي
انجمن ايرانشناسي کهن دژ درگذشت روان شاد دکتر عزت الله نگهبان
پدر باستان شناسي نوين ايران را به تمامي کوشندگان تاريخ و باستان شناسي ايران زمين سوگ باش مي گويد
نامش پاينده و راهش پر رهرو باد
هيئت راهبري انجمن ايرانشناسي کهن دژ
همدان 16 بهمن ماه 1387 خورشيدي
ادامهي تلاش براي نجات ميراث اصفهان
در گفتگو ي عليرضا روحاني، سخنگوي ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان با دويچهوله در رابطه با ادامهي فعاليتها اعتراضي با اين طرح
دويچه وله: آقاي روحاني، پروژهي متروي اصفهان الان در چه مرحلهاي قرار دارد
عليرضا روحاني: پروژهي متروي اصفهان تقريبا فعاليتش کند شده، البته نه اينکه بخواهيم بگوييم فعاليتش متوقف شده است. متاسفانه پروژه همچنان به فعاليت خودش ادامه ميدهد، و ما شاهد آن بوديم که ده ـ پانزده روز پيش بخش ديگري از درختان چهارباغ بالا براي احداث ايستگاه سي و سه پل قطع شد. از طرف ديگر، هفتهي گذشته دو نامه از طرف شاکيان پرونده به دو نفر از مقامات قضايي و اجرايي صادر شد. يک نامه از طرف «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» که متشکل از ۱۶ تشکل غير دولتي است به استاندار اصفهان، به عنوان بالاترين مقام اجرايي در استان، صادر شد و از ايشان خواسته شد که جلوي قانونشکني مسئولين درگير در پروژهي مترو گرفته بشود و مصوبات شوراي عالي ترافيک در سالهاي ۸۱ و ۸۵ و نيز دستور قضايي اجرا شود. در عين حال نامهاي هم به دادستان اصفهان فرستاده شد که باز در آن نامه تقاضا شده بود که با توجه به مادهي ۴۲ قانون آيين دادرسي کيفري براي تمام مديران و مسئولاني که در مسئلهي وارد شدن متروي اصفهان به بافت تاريخي اين شهر و خيابان چهارباغ نقشي دارند، دستور تعقيب قضاييشان داده شود.
آيا از نظر بينالمللي هم اعتراضي صورت گرفته است
ابعاد اعتراضهاي مردمياي که صورت گرفت فراتر از شهر اصفهان رفت، و عليرغم ميل برخي از مسئولين که ترجيح ميدادند يونسکو در جريان اين مسئله قرار نگيرد، يونسکو در جريان اين مسئله قرار گرفت و هفتهي گذشته از مسئولين جمهوري اسلامي در اين مورد پاسخ خواست و البته هنوز پاسخ خاصي، حداقل در رسانهها، منتشر نشده است.
فکر ميکنيد فشار يونسکو باعث شد که اجراي پروژه کند شود
به هر حال بيتأثير نيست. يکي از اهرمهاي فشاري که شايد در پروژهي برج جهاننماي اصفهان توانست مسئولين را تا حدودي متقاعد بکند و ميدان نقش جهان را از قرار گرفتن در خطر نجات دهد، در کنار اعتراضهاي مردمي داخل کشور، فشارهاي جهاني و يونسکو بود. اين مسئله ميتواند اهرم فشاري باشد براي اينکه از بعد بينالمللي هم نشان ميدهد که متأسفانه بعضي از مديران ما منافع شخصي يا موقت خود را بر منافع ملي ارجح ميدانند. اين مسئله وجههي کشور در بعد جهاني را تحتالشعاع خود قرار داده و اين ميتواند اهرم فشاري باشد براي جلوگيري از تخريب بيشتر
از نظر داخلي چي؟ معترضان به اين طرح چه برنامهاي براي آينده دارند
ما به عنوان «ائتلاف ملي حاميان ميراث اصفهان» نامهاي را تنظيم کردهايم به برخي از مقامات کشور که اميدوارم در پنج ـ شش روز آينده اين دو نامه منتشر شود. ما همچنان فعاليتهاي خودمان را ادامه ميدهيم، پيگيريهاي قضايي همچنان ادامه دارد. در همين هفته مجددا بحث قضايي را پيگيري خواهيم کرد. نامههايي که به مسئولين نوشته شده و جلسات و رايزنيها ادامه خواهد داشت که اميدواريم نتيجهبخش باشد و از تخريب بيشتر اصفهان که به قول معروف «سرمهي چشم جهان» است جلوگيري شود
فکر ميکنيد اين فعاليتها نتيجه بدهد
ما اميدوار هستيم. چون فعاليتهايمان را به دور از هر گونه مسايل حاشيهاي يا سياسي، در قالب کاملا کارشناسانه و علمي پيش ميبريم. با توجه به اينکه بسياري از مسئولين اجرايي و قضايي کشور هم بر اين باور هستند که اين پروژه، پروژهاي توجيهناپذير است و دستاوردهاي منفياش خيلي بيشتر از دستاوردهاي مثبتش است، اميدوار هستيم که بتوانيم نتيجهي مطلوب را بگيريم
توضيح اينکه : انجمن کهن دژ نيز افتخار عضويت در شوراي ملي حاميان اصفهان را دارد
« دفتر مردم داري انجمن ايران شناسي کهن دژ »
برگزاري جمعه بازار کتاب به مناسبت سالروز در گذشت زنده ياد آرش هنر آسا از فعالان ديرپاي فرهنگي و زيست محيطي استان همدان
در روز آدينه بيست و نهم آذر ماه به همت انجمن ايران شناسي کهن دژ و جمعي از فعالين فرهنگي و زيست محيطي همدان مراسمي تحت عنوان جمعه بازار کتاب به مناسبت اولين سالگرد درگذشت زنده ياد آرش هنر آسا که خود يکي از فعالان دير پاي برگزاري برنامه هاي فرهنگي گوناگوني در سطح استان همدان بوده است برگزار شد
دراين مراسم که از ساعت ده صبح تا شش پس از ظهر ادامه يافت ضمن پاسداشت تلاشهاي آن روان شاد امکان لازم براي عرضه صدها عنوان کتاب در زمينه هاي مختلف به علاقمندان فراهم گرديده بود و در نهايت با سخنان يکي از دوستان آن زنده ياد و قرائت چند قطعه شعر توسط حاضرين پايان يافت

فرا رسيدن جشن فرخنده يلدا را به تمامي ايرانيان پاک نهاد در سرتاسر ايران فرهنگي بزرگ شادباش مي گوييم
پاينده ايران
سرفراز باد ايراني
انجمن ايران شناسي کهن دژ
همدان 30 آذر ماه 1387 خورشيدي